Thursday

از امروز شروع کردم به مطالعه براي پروژه‌ي آخر ترم که با اين پسرک ِ بامزه برداشته‌ام. قرار است بروم image processing ياد بگيرم و قسمتي از پروژه‌ي grading systemاش را انجام بدهم. توي شرکت هم همه چيز مرتب است. هوا هم خوب است. ديگر چه؟ ديگر اين که من ديگر دلم نمي‌خواهد اين‌جا بنويسم که تو يا دوست و آشناهاي قديم يا جديدت، يا هرکسي که تو را به من مربوط کند، همه چيزم را زير ذره‌بين بگذاريد و بگذارند. من دلم مي‌خواهد کمي تنها باشم و بعد، براي خودم زندگي کنم. باور کن حقيقت دارد که تو را از زندگي‌ام پاک کرده‌ام.
چند نفري هستند که دلم مي‌خواهد حفظ‌شان کنم. باقي، مي‌توانند خودشان را معرفي کنند، اگر دوست داشته باشم، به‌شان مي‌گويم کجا مي‌نويسم و اگر نه، اميدوارم نرنجند. هرچند اين آدمي که من شده‌ام –پر ِ نفرت- رنجيدن کسي، ديگر به هيچ کجايش نيست.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home