Sunday

واي خداجون. من نمي‌تونم تصميم بگيرم. واقعاً نمي‌تونم. کاش نيومده بودي. کاش برنگشته بودي. من گيج شده‌ام. به همون خدا قسم که من گيج شده‌ام. مريض و داغون، گوشه‌ي خونه‌ي بچه‌ها، از درد تکيه داده‌ام گوشه‌ي ديوار. چشمم مي‌افته به قرآن. دلم استخاره مي‌خواد، ولي خودم نه، دلم مي‌خواد زنگ بزنم به اون آقاهه، اگه روم بشه شماره‌شو از مامان بگيرم. يه فال حافظ مي‌گيرم که دلم آروم بشه
زهــــي خجســـته زماني که يار بــــازآيد
به کـــام غـــمزدگان غمگـــــسار بازآيــــد
به پيش خيل خيالش کشيدم ابلق چشم
بـدان امـــيد که آن شهســـــوار بازآيــــد
در انتــظار خدنـــگش همي پرد دل صـيد
خـــيال آن که به رســــم شکار بـــــازآيد
مقيم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد
بدان هــــوس که بدين رهـــــگذار بـازآيـد
اگر نه در خم چــــوگان او رود ســــــر من
ز سر چه گويم و سر خود چه کار بــازآيد
دلـــــي که با سر زلفين او قـــــراري داد
گــمان مبـــــر که در آن دل قــــرار بازآيـد
سرشـک من نزند موج بر کنار چو بـــــحر
اگر مــــــيان وي‌ام در کــــنار بازآيــــــــــد
چه جـــورها که کشيدند بلبــــلان از دي
بـه بوي آن که دگر نوبـــــــهار بازآيــــــــد
ز نقشـــــبند قـضا هست اميد آن حــافظ
که هــــمچو سرو به دستم نـــــگار بازآيد
ليلي دهنش باز مي‌مونه، راضيه مي‌زنه زير خنده، نازي از اونور با تعجب نگاه مي‌کنه که ما چه‌مونه.

توي شرکت دو روزه نمي‌دونم چه‌ام شده اينقدر سوتي‌هاي خنده‌دار مي‌دم. اون از آقاي ترشکاوند (!) اينم از امروز که آقاي احمدي اومده نشسته توي سالن، من مي‌رم توي اتاق کنفرانس که پرويز و آقاي ف. نشسته‌ان، به پرويز مي‌گم: آقاي ف. اومده‌ان. مي‌پرسه: کي؟ مي‌گم آقاي ف. مي‌گه: آقاي ف. که اين‌جاست. بور مي‌شم و مي‌گم: ببخشيد، آقاي احمدي، ميام اين‌ور، غش مي‌کنم از خنده. گيج‌ام ها.

مي‌خوام راه بيافتم برم دانشگاه، آقاي ذ. مياد بدرقه‌ام. در رو باز مي‌کنه، مي‌بينم حاجي با راننده اومده‌ان. آقاي ذ. مي‌ره جلو عرض ادب، بعد من مي‌رم که برم، يه سلامي هم به حاجي عرض مي‌کنم، حاجي مي‌گه: چه خبره، دارين توي حياط قدم مي‌زنين؟!

توي دانشگاه، يه عالمه درد، يه عالمه خون، به دکتر مي‌گم: مي‌شه نيام؟ مي‌گه خب نيا. مي‌ريم خونه‌ي دخترا.

اتود Faber Castle دوهزار و خورده‌اي! تا ته‌ام سوخت، بعد راستش زورم اومد بخرم، فقط کلي خنديديم.

کاور واسه دبليو هشتصد نيست که نيست. من تعجب مي‌کنم که اصلاً مي‌دونن دبليو هشتصد چيه، کاور داشتن پيش‌کش!

با تشکر از توجهات شما، اين‌جا هيچ‌وقت پينگ نمي‌شه که نمي‌شه.

آخ کاش خودت مي‌گفتي چيکار کنم. ببين، اين دفعه چقدر تا رفتن‌ات مهلت دارم؟

بعد خيلي وحشتناکه که نه خودم مي‌تونم واسه اين سواله يه جواب درست و حسابي پيدا کنم، نه کسي رو مي‌شناسم که بتونم ازش بپرسم.

دلم مي‌خواد راه برم.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home