هي خدائه،
يه چيزو دلم ميخواد خوب ِ خوب باور کني. امروزت رو حتي دوست هم داشتهم، حتي بهاش خنديدهم، حتي ديوونهي عکس دوتا جوجهههام. خيله خب؟ clear؟ اذيتم نکن اينقدر. من که ندارم،اما اگه داشتم هم به يه ورم نبود که کي آخر حرفاش چي ميذاره و کي چه وقت دوست داره چيکار کنه. تو هم يه لطفي بکن اينقدر نشونه روي سر آدم هوار نکن. من ِ خسته از دانشگاه اومدهم گشنه، اونوقت اينقدر از دستت کفريام که نشستهم مکتوب باهات حرف ميزنم. آهان، من که دارم غرغر ميکنم، حوصلهي دعوا رو هم ندارم، آدمو کفري ميکنه. يا بره، يا بمونه خبر مرگش و عين آدم باشه، خب؟ من همينم، عوض هم نميشم. عوض بشم هم براي اون نميشم. من واسه خودم عوض ميشم. واسه اين که خوبتر زندگي کنم و اين روزها خ و ب ام.
نمازامو ميشنوي؟ حاليته عوض شدهم يا نه؟ اون مدلي نه ها، اين مدلي! خودت که داري ميبيني.
بيخيال، عوضش اين دو تا جوجهمو خوشبخت کن. اينقدر هم بد نفرست لطفاً!


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home