اومدم دانشگاه. کیبورد مزخرفش نیم فاصله هم نداره. بعد از اون وقتی که یاهو مسنجرا رو از کامپیوترای سایت پاک کردن، دیگه اینجا پرنده پر نمیزنه.
الحمدلله.
زنگ زدم به آقاهه واسه استخاره.
پرسید واسه چی میخوای؟
یه خورده من و من کردم.
بعد گفتم واسه انجام یه کاری
پرسید واسه کار حرام که نمیخوای؟
گفتم نه
ولی راستش مطمئن نبودم
آقاهه رفت،
با یکی داشت در مورد گرون شدن قیمت بنزین حرف میزد،
بعد برگشت،
گفت خیلی خوب اومد
پرسیدم: یعنی اون کار رو انجام بدم؟
کلی با ناراحتی و توی ذوق خوردگی.
گفت کار حرام یا گناهه؟
گفتم نه حاج آقا، ولی خیلی هم خوب نیست
گفت خب اگه خوب نیست انجام نده
مهلت تشکر که نداد هیچی،
خداحافظی نکرده هم قطع کرد.
بعد من
دیدم نمیخواستم که کسی به ام بگوید چه کاری بکنم یا نکنم
بیشتر دلم میخواست با کسی حرف بزنم و برایش توضیح بدم و اینقدر خودم رو توجیه کنم که بگه آره عزیزم کارت خیلی درسته
ولی فکر کنم
یک بار دیگه و تمام.
بعدش خدا بزرگه
من دوباره میتونم بایستم روی جفت پاهای خودم
خدا مرسی به خاطر روزهات
نه
خدا شکرت
الحمدلله.
زنگ زدم به آقاهه واسه استخاره.
پرسید واسه چی میخوای؟
یه خورده من و من کردم.
بعد گفتم واسه انجام یه کاری
پرسید واسه کار حرام که نمیخوای؟
گفتم نه
ولی راستش مطمئن نبودم
آقاهه رفت،
با یکی داشت در مورد گرون شدن قیمت بنزین حرف میزد،
بعد برگشت،
گفت خیلی خوب اومد
پرسیدم: یعنی اون کار رو انجام بدم؟
کلی با ناراحتی و توی ذوق خوردگی.
گفت کار حرام یا گناهه؟
گفتم نه حاج آقا، ولی خیلی هم خوب نیست
گفت خب اگه خوب نیست انجام نده
مهلت تشکر که نداد هیچی،
خداحافظی نکرده هم قطع کرد.
بعد من
دیدم نمیخواستم که کسی به ام بگوید چه کاری بکنم یا نکنم
بیشتر دلم میخواست با کسی حرف بزنم و برایش توضیح بدم و اینقدر خودم رو توجیه کنم که بگه آره عزیزم کارت خیلی درسته
ولی فکر کنم
یک بار دیگه و تمام.
بعدش خدا بزرگه
من دوباره میتونم بایستم روی جفت پاهای خودم
خدا مرسی به خاطر روزهات
نه
خدا شکرت

0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home