Wednesday

ساعتا رو مي‌کشن عقب.
امشب يه ساعت بيشتر مي‌تونم بخوابم.
عوض ديشب که هيچي نخوابيدم.

بعد فکرشو بکن
ساعت که شد دوازده،
يک ساعت بکشي عقب
بعد که رسيد به دوازده
دوباره بکشي عقب

اينجوري
تا آخر دنيا هم اگه بخواي
مي‌توني اين لحظه‌ها رو نگه‌داري:
يازده تا دوازده شب

همه‌ي زندگي مي‌شه همين ساعت ِ همين فصل.
توي همين ساعت، خورشيد در مياد و مي‌رسه بالا و بعد پايين مياد.
توي همين ساعت، همه زندگي مي‌کنن و مي‌ميرن
همه به دنيا ميان، بزرگ مي‌شن، مي‌خندن، گريه مي‌کنن.
توي همين ساعت
فقط اگه تو
اول پاييز
ساعت رو يه ساعت عقب بکشي.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home