Thursday

تو ني‌ني ِ چشات خيسه، آدم مي‌ترسه بنويسه،
مي‌ترسه پاش به دل واشه، آدم بي‌خود خاطرخواه شه
دوتا چشم رطب داري، از عشق هميشه تب داري
چشات از جنس ِ مرغوبه، چقد حال ِ چشات خوبه
چشات گفتن که بشکن، من شکستم، شک نکردم
هزار بار مردم و مي‌ميرم و باز ترک نکردم..
چشات رنگش لعاب داره، رو موجاش التهاب داره
ولي بي‌دين ِ لامذهب، زيارتش ثواب داره ..
چشات از جنس ِ مرغوبه، چقد حال ِ چشات خوبه ..

لعنت. واسه چي خوابم نمي‌بره؟ خب يه شب دلم خواست عينو قديما بيدار بشينم. يه شب دلم خواست يادم نره چجوري ديوونه‌تم. يه شبه که دلم مي‌خواد برات بميرم. مي‌فهمي؟ دلم مي‌خواد برات بميرم.
تو ني‌ني ِ چشات خيسه، آدم مي‌ترسه بنويسه،
مي‌ترسه پاش به دل واشه، آدم بي‌خود خاطرخواه شه ..

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home