Friday

ساعت سه و پنجاه و چهار دقيقه‌ي صبح بعد از يک عالمه اسمبلي مي‌رم توي بالکن. هواي سرد به‌ام مي‌خوره و خواب از سرم مي‌پره. ميام مي‌شينم پاي کامپيوتر با اين فکر که چقدر بودن‌ات کوتاه بود. اين دفعه من موندني نبودم.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home