Just For Test

About Me

Name: Hadiye k.

View my complete profile

Recent Posts

  • مانا مي‌آيد پاي چت دل سيري گريه مي‌کنم.
  • واي خدا جون دارم ديوونه مي‌شم از دست ِ اين سکوتي ک...
  • توي شرکت، همه هم‌ديگر را مهندس صدا مي‌زنند. اين مس...
  • ظهر با حرف‌هاي کريم و محمد چنان حالي شدم که نزديک ...
  • بايد ثبت مي‌کردم که هنوز زنده و سلامتم. دنبال يکي ...
  • شب پست فطرت، پست فطرت، پست فطرت. هاه. مردهاي اين د...
  • بايد بهت بگمببخشوليبايد بهت بگم آخه هستيبدجوري هم ...
  • مامان با اين رفتارهايش من را ياد نامادري ِ الدوز م...
  • دو هفته تعطيلات تابستاني‌ام تمام شد. از فردا خيال ...
  • سفر آروم و خوب و لذت‌بخشیه. از این همه وقتی که با ...

Powered by Blogger

Subscribe to
Posts [Atom]

Saturday

دي‌شب دعواي مفصلي با سيمين کردم. اما انگار مثل ِ خيلي وقت‌هاي ديگر، آن کسي که صدايم را مي‌شنيد، مخاطب حرف‌هايم نبود. شايد هم منع ِ عبور و مرور شبانه بود که کمک کرد راحت بخوابم و حالا سبک باشم.

posted by Hadiye k. | 7:21 PM

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home