محمد زنگ ميزنه ميگه شما دوتا باز دعواتون شد؟ ميگم آره. ميگه نوشابه بگيرم براش؟ ميگم نه، زهرمار خورد. بعد بهش ميگم: اگه وقتي اين يکي هم تموم شد، رفتي يکي ديگه رو واسه من جور کني چنان ميزنم توي دهن که دندونات خورد بشن! طفلک تو هم رفت و خداحافظي کرد تا بنيامين زنگ بزنه. بايد تموماش کنم فقط نميدونم چرا وقتهايي که من ميگم نه، همه فکر ميکنن جنس نهي من جوريه که با اصرار کردن ميشه آره.

0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home